[ یکشنبه 06 اسفند 1391
] [ 21:02 ] [ raha ][ ارسال نظر(1) ]
::تـفريحي::(ایستگاه خنده)مطالب جالب.خنده دار.مطالب فیس بوکی.خبرهای طنز داغ داغ |
خبٌ: این کلمه ای است که زنان برای پایان دادن به مکالمه هایی استفاده میکنند که در آن حق با آنهاست و شما باید خفه بشوید. [ یکشنبه 06 اسفند 1391 ] [ 21:01 ] [ raha ][ ارسال نظر(1) ]
- شهروند سودجو: از آب جمع شده در کشتی ماهی می گیرد. - شهروند خیلی معمولی: داخل کابینی که پر از آب شده روی کاناپه دراز کشیده و سریال تلویزیونی می بیند. - شهروند معمولی: برای گرفتن جلیقه نجات به انتهای صف می رود و از آخرین نفری که توی صف ایستاده می پرسد: «ببخشید آخرین نفر کیه؟» - شهروند دهه پنجاه: با کسانی که می خواهند خودشان را توی صف جا بزنند، بحث می کنند و با نشان دادن انتهای صف، فردِ خاطی را به رعایت حقوق بشر تشویق می کنند. - شهروند دهه شصت: با پیرمردی که پشت سرش ایستاده در مورد شکاف نسل ها و تفاوت میزان و محل سوختگی بحث می کند. - شهروند دهه هفتاد: مادرش توی صف ایستاده، خودش هنوز توی رختخواب است و بیدار نشده. - شهروند عَزب: به دنبال کِیس مناسبی برای نجات دادن می گردد. - شهروند مُعذب: قبل از پریدن به داخل آب، لباس هایش را در می آورد و مایو می پوشد. - شهروند مودب: مایو نمی پوشد. - شهروند مدیر: کت و شلوار خود را اتو می کند تا بعد از نجات پیدا کردن، بتواند با ظاهری آراسته جلوی دوربین های تلویزیونی ظاهر شود. - شهروند مسئولیت پذیر: برای حلِ مشکل با آتش نشانی تماس می گیرد. - شهروند خبرنگار: با یکی از ملوانان کشتی به عنوان «جوان موفق» مصاحبه ای انجام می دهد. - شهروند ملوان: به خبرنگار می گوید که از کودکی عاشق ملوان زبل بوده و این کار را به صورت حرفه ای از قایق پدالی هایِ قو شکل، شروع کرده است. - یک مقام مسئول: وعده می دهد در عرض دو ماه سوراخِ کشتی را تعمیر کند. - دومین مقام مسئول: قایق های نجات را تفکیک جنسیتی می کند. - مسئول مربوطه: سوراخ شدن کشتی را تکذیب می کند. - مسئول عملگرا: سعی می کند آب جمع شده در کشتی را با قاشق چایخوری خالی کند. - شهروند روسی: یک تماس مشکوک می گیرد. نیم ساعت بعد یک زیردریایی برای نجاتش به روی آب می آید و فقط شهروند روسی را با خود می برد. - شهروند کویتی: نوبت نفر اولِ صفِ جلیقه نجات را به قیمت یک دینار می خرد. - شهروند آمریکایی: به خاطر انتخاب مجدد اوباما و ناامیدی از بهبود شاخص های زندگی در آمریکا، جیب هایش را پر از سنگ می کند تا زودتر غرق شود! - شهروند انگلیسی: از داخل جیبش یک فندک بیرون می آورد و با زدن یک دکمه، فندک تبدیل به یک قایق موتوری می شود. بعدها یکی از مسئولین اعلام می کند که او یک جاسوس معروف به اسم جیمز باند بوده است. - شهروند روشنفکر: بیانیه ای با عنوان «پارادایم های پوزیتیویسم برای عبور از شرایط گذارِ غرق شدگی به ساحل امن ثبات» را به دو زبان آلمانی و فرانسوی می نویسد و آن را با صدای بلند برای مردم می خواند. - شهروند دانشجو: با نشان دادن کارت دانشجویی میکارت دانشجویی تواند جلیقه نجات را به نصف قیمت بخرد. - دوربین صدا و سیما: مناظر زیبایی از دریا و غروب خورشید را نشان می دهد. - شهروند خانه دار: مشغول پختن کتلت است. سپس کتلت ها را با گوجه و سبزی خوردن به صورت ساندویچی، لقمه می کند و به شوهرش می دهد تا در هنگام نجات پیدا کردن گرسنه نماند! - شهروند سادیسم درا: به دروغ اعلام می کند در کابینش تعداد زیادی جلیقه نجات دارد و می خواهد آنها را بفروشد. جماعت زیادی برای خرید جلیقه نجات جلوی کابینش صف می بندند. - شهروند تازه ازدواج کرده: چندتا از عکس های آتلیه ای عروسی اش را با میخ طویله به دیوار کابینش می کوبد که باعث سوراخ شدن دیواره کشتی و غرق شدن آن می شود. [ یکشنبه 06 اسفند 1391 ] [ 20:55 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ] اگه بخوای روی دست بهترین کسی که دوسش داری یه جمله بنویسی چی مینویسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واسم مهمه تو رو خدا بگین [ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 19:56 ] [ raha ][ ارسال نظر(1) ]
1/روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن
۲/سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند
۳/وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین
۴/وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
۵/کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید
۶/همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین
۷/جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین
۸/روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین
۹/وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین
۱۰/از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه
۱۱/در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
۱۲/به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
۱۳/وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
۱۴/وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین
۱۵/موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین
۱۶/ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین
۱۷/بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
۱۸/شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین
۱۹/اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
۲۰/وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
۲۱/صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین
۲۲/روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین
۲۳/وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده
۲۴/وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود
۲۵/چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین
۲۶/بادکنک بچه ها رو بترکونین
۲۷/مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین
۲۸/وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد
۲۹/بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین
۳۰/کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره
۳۱/ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین
۳۲/توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین
۳۳/هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره
۳۴/حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
۳۵/نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین
۳۶/دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین
۳۷/عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین
۳۸/پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین
۳۹/با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین
۴۰/شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین
۴۱/موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین
۴۲/توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین
۴۳/شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین
۴۴/توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین
۴۵/توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین
۴۶/جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین
۴۷/یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین
۴۸/توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه
۴۹/چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین
[ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 19:22 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ]
خوشگل = خوجل خوبي = خوفي جيگرتو بخورم = جيگلتو بخولم
[ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 19:21 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ]
در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره یا هواپیماش داره میپره یا جلسه مهمی داره
اگر آروم و کم غذا بخوره در مورد پولداره : احتمالا" این غذا تو رژیم غذاییش نیست و باید آهسته بخوره که معدش نفهمه
اگر درس بخونه در مورد پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه ... این تو ایران نمیمونه ... مطمئنم تو لیست فرار مغزهاست
اگر درس نخونه در مورد پولداره : پول داره درس میخواد چیکار ... درس برا بچه بی پولا و بیکاراست
در مورد خانوما >>> از نوع محجبه و چه بسا چادری در مورد پولداره : آفرین به این تربیت صحیح ... معلومه خالصانه مسلمونه ... این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه
در مورد آقا پسرها >>> مدل ابرو قشنگ و زیر ابرو گوگول در مورد پولداره : بابا مایكل جكسون ... لئوناردو ... گاتوسو ... برم زیر ابروهای شیطونیتو
ازدواج در مورد پولداره : یکی دو تا کمه ... من جای این بودم اصلا" ازدواج نمیکردم ... این همه حور و پری دور و برشن که بیخیال ازدواج ...
پیاده روی در مورد پولداره : زنده باد سلامتی و تناسب اندام ... هیچ چیزی از ورزش و مخصوصا" پیاده روی برای تندرستی انسان بهتر نیست حتی میگن اشتها رو هم زیاد میکنه
تعویض ماشین در مورد پولداره : بابا تنوع ... آخرین مدل ... سنت اگزوپری ... پارکینگ دیگه جا نداره
تعویض کار در مورد پولداره : شکمه پره ... چه این بشقاب چه اون بشقاب ... پول تولید میکنه دیگه چه این کار چه اون کار ... میباره براش
رانندگی در مورد پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش ... انصافا" شوماخرم اینطوری فرمون نمیگیره [ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 19:20 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ]
تلفن: شرط لازم و کافی برای شروع ، ثبوت و گسترش یک رابطه عاشقانه . در گذشته برای تشخیص صداقت طرف هم کاربرد داشت اما با این سیستم مسخره آی دی کالر و افتادن شماره ، دیگر به درد این کار نمی خورد. نوع همراهشم که دیگه معرکه است! آخر حریم خصوصی و آره و اینا! معمولاً تن صدای عشاق در پشت خط کمی خشدار می شود البته این اشکال مربوط به مخابرات است ، این گونه تماس های تلفنی معمولاً طولانی هستند. شما فکرش را بکنید دو نفر دارند آخرته دورنمای آینده خودشان را برای هم ترسیم می کنند!
همکلاسی: یک تصادف تاریخی . در این مورد سازمان کنکوری ها نقش واسطه را ایفا می کند. عشقی چند منظوره که در تقلب ها و ورقه عوض کردن سر جلسه امتحان هم کاربرد بسزایی دارد. می تواند کلی هم بانی خیر شود برای بچه های دیگر !سر کلاس معمولاً عشاق جوری می نشینند که امتداد نگاهشان از هم عبور کند .در این جور مواقع استاد هم آن دورها در یک گراند تصویر مشغول فعل و انفعالی نامعلوم است . حضرت عشق در این جور مواقع ابتدا به صورت جزوه و نمونه سوال و بعد ها در قالب های مختلف مخابراتی و مراسلاتی ظاهر می شود!
هدیه: بروز عینی ماکزیمم عشق دو کبوتر. وسیله ای که با آن عاشق فریاد می زند :" دلم فقط تورو می خواد." نوع آن از عروسک های خرسی و مرغی و اردکی گرفته تا سند آپارتمان متغیر است.
اتومبیل: وسیله ای برای آزاد شدن انرژی جنبشی ، عامل جاری شدن سیل عشق در بزگراه ها ، لای کشیدن در اتوبان برای نشادن داندن دست فرمان به طرف به همراه آهنگ" ما دو بال پرواز مرغ عشقیم پر کشیدیم تا اوج آسمونا" بسیارمؤثر است. نوع ماشین هم بستگی به توانایی مالی پدر مربوطه از پیکان جوانان 57 جوات اسپرت تا پژو 206 ناز بشی الهی متغییر است. سیستم صوتی هم هرچه باحال تر باشد روابط بهتر تر تحکیم می شود! [ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 19:19 ] [ raha ][ ارسال نظر(1) ]
یک هفته پس از خلقت آدم: چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار بلند داد می زنی : هاکومبا زانومبا(یعنی من موقع زنمه)بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.
ده سال قبل:
[ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 19:16 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ]
آقايون * تمامي آقايون شديداً گرفتار کار و بيزنس خودشون هستند * در حالـي که شديداً گرفتار کار و بيزنس خودشون هستند، ولي در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند. * در حالـي که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولي اون ها رو به حساب نمي آرن. * در حالي که اون هارو به حساب نمي آرن، ولي هميشه يکي تو دست و بالشون هست. * در حالي که هميشه يکي تو دست و با لشون هست،ولي بازم شانسشون رو روي تور کردن بقيه خانوم ها امتحان مي کنن. * در حالي که شانس شونو روي بقيه خانوم ها امتحان مي کنن،ولي دستپاچه مي شن وقتي زني ترکشون مي کنه. * در حالي که دستپاچه مي شن وقتي زني ترکشون مي کنه، ولي بازم درس عبرت نمي گيرن وهنوز هم مي خوان شانس شون رو روي بقيه خانوم ها امتحان کنند.(نمي دونن شانس فقط يک بار در خونهً آدمو ميزنه)
و اما خانوما * براي بيشتر خانوم ها مهم ترين مسئله ،امنيت مالي است. * با اين که امنيت مالي برايشان بسيار مهم است،ولي باز هم بيرون مي رن و لباس هاي گرون قيمت مي خرن. * با اين که هميشه لباس هاي گرون قيمت مي خرن،ولي مدام ميگن که چيزي ندارن بپوشن. * با اين که مي گن چيزي ندارن بپوشن، ولي هميشه هم قشنگ و شيک لباس مي پوشن. * با اين که هميشه قشنگ و شيک لباس مي پوشن،ولي مي گن لباس هام ديگه کهنه و درب و داغونه. * با اين که ميگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولي انتظار دارن که شما هميشه از تيپ شون تعريف کنيد. * با اين که هميشه انتظار دارن ازتيپ شون تعريف کنيد، ولي وقتي هم شما اين کار رو مي کنين حرف هاتونو باور نمي کنن.(مي فهمن که داري مخ شونو مي زني) [ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 19:15 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ] |
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |