::تـفريحي::(ایستگاه خنده)

مطالب جالب.خنده دار.مطالب فیس بوکی.خبرهای طنز داغ داغ

images?q=tbn:ANd9GcSzszoWLB40E9l5rg0U5sR

[ دوشنبه 17 شهریور 1393 ] [ 11:22 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(0) ]

[ دوشنبه 17 شهریور 1393 ] [ 11:11 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(1) ]

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد .

پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .

پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم .

“برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد .

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند .

اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند...

[ دوشنبه 17 شهریور 1393 ] [ 11:09 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(2) ]

[ سه‌شنبه 04 شهریور 1393 ] [ 16:27 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(0) ]

[ سه‌شنبه 04 شهریور 1393 ] [ 16:26 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(1) ]

[ سه‌شنبه 04 شهریور 1393 ] [ 16:23 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(0) ]

[ سه‌شنبه 04 شهریور 1393 ] [ 16:22 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(0) ]

آقايون محترم انقدر نگيد دخترا خواستگار ندارن ترشيدن

.

.

.

.

خوب پول نداريد زن بگيريد چرا بهانه مياريد آخه! :|

[ جمعه 13 تیر 1393 ] [ 18:31 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(1) ]

به سلامتي " سربازي " که لب مرز روو برجک داشت به عکس عشقش نگاه ميکرد يهو ديد ؛



"عشقش با عشق جديدش ميخوان قاچاقي از مرز رد بشن" ،


.
.
.

امون نداد زد جفتشونم جنازه کرد !!!



و ا ا الا . . .



سربازيه شوخي که نيس کم و زياد کني اضاف خدمت ميخوري!

[ جمعه 13 تیر 1393 ] [ 18:29 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(0) ]

مورچه ای را دیدم ؛ با این کوچکی اش



باری را میبرد از خود بزرگتر . . .

.

.

.


منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم



کشتمش


همینم مونده از مورچه پند بگیرم



والا

[ جمعه 13 تیر 1393 ] [ 18:27 ] [ patogh-we ]

[ ارسال نظر(0) ]

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران