::تـفريحي::(ایستگاه خنده)

مطالب جالب.خنده دار.مطالب فیس بوکی.خبرهای طنز داغ داغ

 

طنز اجتماعی, چشمک زدن

این تیتر در یکی از روزنامه ها توجه ما را به خودش جلب می کند: «چشمک زدن در تهران ممنوع شد!»
با خودمان می گوییم دم مسئولان گرم با این قانون هایشان! اصلاً هر چه می کشیم از این چشمک می کشیم! فکرش را بکنید، اگر چشمک وجود نداشت، بسیاری از اتفاقات بد به وقوع نمی پیوستند!

* اگر چشمک زدن ممنوع بود دیگر هیچ معتادی به ساقی (و ایضاً برعکسش!) چشمک نمی زد! بدین ترتیب معتاد و ساقی یکدیگر را در پارک ها و سرچهارراه ها نمی توانستند شناسایی کنند و دیگر کسی دچار این بلای خانمان سوز نمی شد!

* اگر چشمک وجود نداشت، دیگر کسی نمی توانست به کسی رشوه بدهد یا رشوه بگیرد! زیرا این روزها وقتی کار یک نفر – مثلا در اداره ای (که مطمئناً آن اداره دولتی نیست، اصلاً مگر در داخل اداره های دولتی رشوه دهی یا رشوه گیری داریم؟!)- گیر پیدا می کند، او ابتدا به طرف مقابل چشمک می زند و اگر طرف مقابل لبخندی زد، کار تمام شده و مبلغی تحت عنوان «شیرینی بچه ها» بین دو طرف رد و بدل می گردد و همه چیز به خوبی و خوشی -با بالاترین سرعت- به اتمام می رسد!

* اگر چشمک زدن ممنوع شود خیلی از دوستی های خیابانی و بیابانی و سینمایی و ... به وقوع نمی پیوندد و هم آمار طلاق و خوکشی پایین می آید و هم اینکه دیگر اینقدر داخل روزنامه ها نمی خوانیم این اون رو کشته یا اون روی این اسید پاشیده و این حرف ها!
*اگر چشمک زدن وجود نداشته باشد همه جوان ها مثل بچه آدم می روند و به مادرشان می گویند که یک گزینه مناسب برای همسری او پیدا کند، نه اینکه خودشان راه بیفتند در خیابان و به این و آن چشمک بزنند!

* اگر پدیده ای به نام چشمک زدن وجود نداشته باشد، دیگر شاهد سرودن و خوانده شدن ترانه های درپیت و ایضاً مشکل دار چشمکی  نخواهیم بود

* اگر چشمک زدن وجود نداشت، منهم اینقدر درگیر برخی از سئوالات فلسفی ام نمی شدم! شاید باور نکنید اما در طول چند ده سالی که از عمرم گذشته، بزرگترین سئوالی که برایم بوجود آمده این است که این ستاره ها در آسمان چه منظوری دارند که اینقدر صبح تا شب به من چشمک می زنند؟!

... راستی! اجازه بدهید شرح خبر را هم نگاهی بیندازم! ... ای بابا! امان از دست این خبرنگارها با این تیترزدنشان! در شرح خبر می خوانیم:

«رئیس پلیس راهنمایى و رانندگى: چراغ هاى چشمک زن در تهران حذف مى شوند»

... خب دیگر! نگران نباشید! بروید با خیال راحت چشمکتان را بزنید!


[ شنبه 28 بهمن 1391

] [ 19:37 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

 

عکس طنز, مطالب طنز, داستان طنز, طنز خنده دار

 

صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

 

۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

 

۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!!!!!!

 

۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

 

۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

 

۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

 

۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

 

۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

 

۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

 

۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

 

۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

 

۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

 

۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

 

۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

 

۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

 

۸ غروب: دختر در حال پیاده شدناونو از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

 

۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

 

۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

 

۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

 

۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره پیام

داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی

دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!

و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای

مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!


[ شنبه 28 بهمن 1391

] [ 19:34 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

 

 

تست های روانشناسی,تست هوش,تست روانشناسی هوش

 

 

 

 

۱- مادرتان هر بار با دیدنتان این شعر را می خواند:"آدمی را آدمیت لازم است!" با شنیدن این شعر چه احساسی پیدا می کنید؟

الف- احساس می کنید چه شعر زیبایی است؟!

ب- این سوال برای شما پیش می آید که چرا مامان! اینقده این شعره رو میخونه؟!

ج- بدون آنکه معنی آن را بفهمید به مادر لبخند میزنید!

د- احساس می کنید شاید منظورش شما باشید!

 

2- پدرتان از دستتان عصبانی می شود و طبق معمول می گوید: آخر من نتونستم آدمت کنم! چه احساسی از شنیدن این جمله پیدا خواهید کرد؟

الف- احساس می کنید پدرتان از دستتان عصبانی است؟!

ب- احساس می کنید پدرتان چقدر یک جمله را تکرار می کنی؟!

ج- هیچ احساسی پیدا نمی کنید!

د- احساس می کنید پدرتان از ناتوانی خود ناراحت است! و سعی می کنید او را درک نمایید!

 

3- با دوستتان بر سر مسئله ای دعوایتان شده و او برای هزارمین بار به شما می گوید "برو بابا اصلا تو آدم نیستی!" چه احساسی به شما دست خواهد داد؟!

الف- احساس می کنید برای هزارمین بار فحشتان داده؟!

ب- احساس می کنید برای هزارمین بار رازتان برملا شده؟!

ج- هیچ احساسی به شما دست نمی دهد؟!

د- در دلتان میگویید خودت آدم نیستی!

 

4- به دیدن پدر بزرگتان می روید. او بار دیگر با دیدن شما افسوس خورده، به پشت دستش زده و می گوید:"چی فکر می کردیم چی شد؟!" چه احساسی به شما دست خواهد داد؟

الف- فکر می کنید برای n مین بار یاد عشق دوران کودکی اش افتاده؟!

ب- این را به حساب پیریش میگذارید!

ج- هیچ احساسی به شما دست نمی دهد!

د- احساس می کنید شاید منظورش شما باشید!

 

5- مادربزرگ مرحومتان به خوابتان می آید.طبق یک رسم قدیمی ! گوش شما را پیچانده و می گوید:" بیا آدم شو!" از خواب می پرید.اولین اقدام شما بعد از بیدار شدن چه خواهد بود؟

الف- برایش فاتحه ای خوانده و دوباره می خوابید!

ب- فردا صبح خواب خود را با اشتیاق فراوان برای دیگر اعضای خانواده تعریف کرده و از اینکه آن مرحوم شما را برای رساندن پیام خودانتخاب کرده به خود می بالید؟!

ج- بی هیچ دلیل خاصی یاد شعر مادرتان (آدمی را آدمیت لازم است...!) می افتید!

د- احساس می کنید می خواسته چیزی به شما بگوید!

 

6- معلم کلاس اول ابتدایی خود را در خیابان می بینید و اولین جمله ای که از او میشنوید این است؟:"بگو ببینم آخر تو آدم شدی یا نه؟!" بعد از شنیدن این سوال، چه احساسی به شما دست خواهد داد؟!

الف- از قدرت حافظه او به شگفت آمده و او را در دل تحسین می کنید!

ب- از این که بعد از این همه مدت او را می بینید خوشحال می شوید!

ج- به او لبخند زده و به گونه ای که او متوجه نشود که او را نشناخته اید! به صحبت با او ادامه می دهید!

د- به یاد خواب مادربزرگ مرحومتان می افتید!

 

7- از پسرکی فال فروش یک فال حافظ می خرید.این شعر می آید:" بنی ادم اعضای یکدیگرند...!" و در توضیحات آن نوشته "ای صاحب فال! چون شما عضوی از اعضای خانواده به حساب نمی آیید پس لاجرم آدم نیستید! با خواندن این فال چه احساسی به شما دست خواهد داد؟!

الف- احساس می کنید دوباره پسرک سرتان کلاه گذاشته و فال اشتباهی به شما فروخته!

ب- یاد شعر مادرتان می افتید!

ج- یاد خواب مادربزرگتان می افتید!

د- متوجه نمی شوید که این شعر اصلا برای حافظ نیست بلکه شعر سعدی است و آن پسرک اصلا فال فروش نبوده بلکه دوستانتان قصد سر کار گذاشتن شما را داشته اند!

جواب:

1- اگر اکثر جواب های شما از میان گزینه های (الف) و (ج) و (د) باشد این بدان معنی است که احساس آدم بودنتان کمی ضعیف شده و باید از کارهایی که به آدمیت شما ضربه می زند بکاهید!

2- اگر اکثر جواب های شما از متن گزینه های (ب) و (د) و (ج) است.این بدان معنی است که شما به اندازه کافی آدم هستید و این مشکل دیگران است که باید خود را با شما هماهنگ سازند!

3- ولی اگر اکثر جواب های شما از میان گزینه ها(الف) و (د) و (ج) می باشد، به شما تبریک می گویم.شما از آدمیت لازم برخوردار هستید.


[ شنبه 28 بهمن 1391

] [ 19:23 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(1) ]

 

دانشجو, خنده دار

 


دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

 

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

 

دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیانشانپو

 

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

 

خانواده دانشجويان : بينوايان

 

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

 

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

 

مراقبين امتحان : سايه عقاب

 

تقلب : عمليات سري

 

روز دريافت كارنامه : روز واقعه

 

اعتراض دانشجو : بايكوت

 

اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

 

دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

 

آينده تحصيل كرده : دست فروش

 

رئيس دانشگاه : مرد نامرئی

 

استاد راهنما : گمشده

 

دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده

 

سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ

 

كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان

 

ژتون فروشي : آژانس شيشه اي

 

علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان

 

التماس براي نمره : اشك كوسه

 

سوار شدن به اتوبوس : يورش

 

ترم آخر : بوي خوش زندگي

 

تصويه حساب : خط پايان

 

عمر دانشجو : بر باد رفته

 

مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت

 

ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول


[ شنبه 28 بهمن 1391

] [ 19:20 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

 
بالاخره حکمت ” آی سی یو ” رو در بیمارستان دریافتم !
جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : “I See You”


***************************************
 
فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …
حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !


***************************************
 
“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود!!! الان “منفعت” جاشو گرفته


***************************************
 
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادی‌ئی…


***************************************
 
دنیا رو می بینی ؟ حرف حرف میاره ، پول پول میاره
خواب خواب میاره ولی محبت خیانت میاره !


***************************************
 
یک ساعته اومدم کلوب و در اتاقمم بستم ک دارم درس میخونم
الان بابام اومده میگه دخترم داری چیکا میکنی؟
گفتم دارم درس میخونم میگه بیا کتابتم ببر که بهتر متوجه شی !


***************************************
 
هیچی ترسناک تر از این نیس بیای خونه ببینی یکی اتاقتو تمیز کرده
حالا ۲ ساعت باید بشینم فکر کنم ببینم چی قایم کرده بودم و آیا کشف شده یا نه !


***************************************
 
رو دسته صندلی نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن
پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد !


***************************************
 
اومدم یه آدم خیلی خوشتیپ رو بغل کنم
خوردم به آینه!


***************************************
 
هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،
حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک
تو یخچال جا بدیم

باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم ..!


***************************************
 
بالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!
چون خودشون جا ندارن بشینن، بر که میگردی هم جا نداری هم میوه
تازه شیرینیاتم خوردن !


***************************************
 
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺗﻮ اتوبوس ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ
ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ!!!
ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟
ﻏﻀﻨﻔﺮ:ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ


***************************************
 
دختر ﻧﻮﺷﺘﻪ :
” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!
ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !!


***************************************
 
آهای اونایی که خیلی خودتونو میگیرید
چاه توالت ما هم خیلی وقتا میگیره
گفتم که در جریان باشید


***************************************
 
آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!
فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن


***************************************
 
بیست سوالی ….؟
_ تو جیب جا میشه ؟
بله
_از جیب راحت در میاد ؟
بله
_glx ؟
افرین درسته !


***************************************
 
پیرزن دید عزراییل داره میادازترس رفت تومهدکودک نشست پیش بچه ها
و شروع کرد به پفک خوردن!
عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟
پیرزن با صدای بچگانه گفت:قاقامیخورم!
عزراییل گفت پس بخورکه میخوایم بریم ددر!!؟

***************************************
 
اون نونواهایی که نونو میچسبونن به تنور همه رپرن ، شما حرکاتو دقت کن !


***************************************
 
دختره فرم دانشگاه پر کرده:
نام:پریسا ….
نام خانوادگی:جلالی ….
فرزند: سوم!!
این چطوری کنکور قبول شده واسم سواله
 

***************************************

اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی
چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده
هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید !!!

[ شنبه 28 بهمن 1391

] [ 19:17 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

 

سرگرمی,طنزنوشته, جملات کوتاه خنده دار

 اینکه پدر پولداری نداری مقصر نیستی


ولی اگه پدر زن و پدر شوهر پولدار پیدا نکنی خودت مقصری !


********جملات خنده دار********

میگم تا حالا دقت کردین تو خونه یه سری وسایل هست


که همیشه همه جا میبینیشون ؟ اما خدا اون روز رو نیاره که بهشون احتیاج پیدا کنی !


یعنی کلا از چرخه هستی محو میشن !


********جملات خنده دار********

نمیدونم چه مواد شیمیایی داره قطرات بارون !


به محض رسیدن به زمین اکثر تاکسی ها تبدیل به تاکسی دربست میشوند


********جملات خنده دار********

آهای حسود ، دیگه نمی خوام کور بشی !


گناه داری


از خدا میخوام دو تا چشم اضافه بهِت بده که بیشتر بسوزی


********جملات خنده دار********

این که میگن خوشگلی وخوشتیپی دردسر داره ، واقعا حقیقت داره


خواستم تجربه شخصیم رو گفته باشم !


********جملات خنده دار********

شارژ ایرانســــــل میگیرم باهاتـــــون تو بـــــارون قدم میــــزنم


********جملات خنده دار********

دقت کردی هیچکس به سکوت آدم نمیرسه همه منتظرن به فریاد آدم برسن !؟


********جملات خنده دار********

محبتت رو از کسی دریغ نکن ولی به قدری به کسی محبت کن


که بعدا مجبور نشی ثابت کنی که خر نبــودی !


********جملات خنده دار********

تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند


که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن!!


********جملات خنده دار********

این هــــــواى لعنتى هم مى بینه مــــــا یـــه نفریم


هى دو نفره میشه هـــــواای بیشعووور!!


********جملات خنده دار********

بدترین چیز اینه که با کسی نباشی ولی همه فکر کنن با خیلیایی


********جملات خنده دار********

بچگیا تفریحمون این بود که وقتی جوراب می پوشیدیم


و پامو روی فرش می کشیدیم و به یه نفر دیگه دست میزدیم تا جرقه بزنه !


********جملات خنده دار********

خواننده شدن دیگه مثل سابق صدا نمیخواد


فقط یه پدر و مادر میخواد که آدم باهاشون قهر کنه …


********جملات خنده دار********

تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید


ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..!


********جملات خنده دار********

شب تولدم ، شروع کردم به باز کردنِ کادوها


به کادوی بابام که رسیدم دیدم یه پاکته که درش بازه !!


توشو که نگاه کردم دیدم نوشته :


هشتاد هزار تومنی رو که سه ماهِ پیش گرفتی ، نمیخواد برگردونی !


تولدت مبــارک …!


********جملات خنده دار********

من هنوز نفهمیدم فتوای این بچه کوچولوها


که دو سه نفری میان میگن آقا کمک به هیئت چیه !؟


********جملات خنده دار********

اگه باتری موبایلت خوب شارژ نگه می‌داره


به جای اینکه به جون کارخونه سازنده دعا کنی یه فکری به حال تنهاییت بکن بدبخت!!


********جملات خنده دار********

قدیما خانوما مینشستن سبزی پاک میکردن و غیبت میکردن


خوشبختانه الان این عادتشونو ترک کردن


 البته فقط سبزی پاک کردنشو ترک کردن!


********جملات خنده دار********

شما سر شهرام شبپره رو بگیر محکم نذار تکون بخوره


اگه تونست حرف بزنه !


********جملات خنده دار********

خانمه ۲۰۶ رو زده به تیر برق ، ماشین نصف شده ! به افسر میگه یعنی اشتباه


از من بوده ؟ افسر : پـَـــ نــه پـَـــ علت حادثه خواب آلودگیه تیر چراغ بوده !


********جملات خنده دار********

یک قانون نانوشته هست که می گه:


هر موقع نگاهت به زمین میفته


دقیقا همون نقطه ای که صد نفر اونجا تف کردنو می بینی !


********جملات خنده دار********

حسرت به دل موندیم


کمربند ماشینو یه دستی با یه حرکت بکشیم ببندیم جاش !


********جملات خنده دار********

هیچ انتظاری از کسی ندارم و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !


مسئله خستگی از اعتمادهای شکسته است .


********جملات خنده دار********

یکی از شاخص ترین مزیت های سیم کارت های اعتباری اینه که


می تونی به بعضیا که حوصله شونو نداری بگی : “شارژ ندارم”


********جملات خنده دار********

یه زمانی نمیدونستم دلار چیه ! سکه چیه ! تورم چیه !


بزرگترین دغدغه ی زندگیم این بود که …


آدامس میخرم عکسش تکراری نباشه !


ایکاش میشد برگشت به اون زمان


********جملات خنده دار********

اگه کثافت رو با خودکار معطر بنویسی هم


چیزی از معناش کم نمیشه !


درست مثه آدمهای گندی که


لباس و آرایش و موقعیت خوب دارن !


********جملات خنده دار********

یه کیبرد جدید خریدم ولی زیاد باهاش حال نمیکنم


خیلی نرمه آدم اصن حس تایپ نمیگیره ، کیبردی که شق شق صدا نده کیبرد نیست !


********جملات خنده دار********

خدایا به این ملت بیاموز یا انار رو دون کنید و پذیرایی کنید


یا در ظرف میوه قرار ندهید !


********جملات خنده دار********

قدیما آیفون معمولی بود


می گفتیم کیه ؟ طرف می گفت منم


الان که تصویری شده


هرکی زنگ میزنه ژست میگیره بعد زل میزنه به افق


********جملات خنده دار********

یه زمانـــــی حاشیه دور فرش , جاده اتومبیل رانیمون بود !


********جملات خنده دار********

توی اول دبیرستان دوست احمقم ترک تحصیل کرد


ولی ما به سلامتی دانشجو شدیم…


خدارو شکر الان ایشان ماشین هیوندا جنسیس داره


بنده هم  یک دستگاه ماشین حساب دارم


[ شنبه 28 بهمن 1391

] [ 19:16 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

 

ازدواج, مراسم خواستگاری, طنز ازدواج

فوق العاده کاربردی و صد البته مخرب !
در این نوشتار می خواهیم به شما راه هایی را آموزش دهیم که بتوانید مراسم خواستگاری تان را خراب کنید! طوری که اگر دختر هستید، داماد آینده، فراری شود و اگر پسر هستید، عروس آینده از این که فکر زندگی با شما را به سرش راه داده به خودش لعنت بفرستد. این راه ها ردخور ندارد؛ تضمینی است و همه آنها که پیش تر امتحان شان کرده اند هنوز هم در خانه پدر و مادرشان هستند و نتوانسته اند ازدواج کنند!

روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای پسران جوان

▪هر چند کلمه که حرف می زنید یک بار بادگلو کنید و بدن تان را بخارانید. این حرکت حتما تاثیر بدی بر دیگران می گذارد.

▪اگر روش قبلی موثر واقع نشد. از فرمول "جوراب های جادویی" استفاده کنید. بگذارید جوراب های تان یک هفته نشسته باقی بماند.

▪شب ها هم آنها را توی کتانی های ورزشی بچپانید و شب خواستگاری همان ها را بپوشید تا همه خانه بوی باقلی پخته بگیرد!

▪حتما شام بمانید حتی اگر سکوت سنگین و حرف ها، تمام شد شما همچنان بنشینید و لبخند بزنید و سرتان را تکان بدهید. بالاخره یکی از اعضای خانواده عروس خسته می شود و از جا بر می خیزد و این لحظه همان بزنگاهی است که باید بگویید "راضی به زحمت نیستیم... شام چرا... حالا وقت هست..." این طوری آنها ناچار می شوند به شما تعارف کنند و شما با کمال میل تعارف شان را می پذیرید.

▪جوری به خواستگاری بروید که انگار قبیله ای به خانه عروس حمله کرده است. همیشه زیاد باشید. قشون کشی کنید. هشت و نه نفر برای خواستگاری، عدد ناچیزی است اصلا نباید روی کمتر از ۱۵ نفر حساب کنید.

▪در خواستگاری بچه ها را با خود ببرید و برای آنکه شوق تان را به بچه داشتن نشان بدهید با آنها بازی کنید مثلا یک مسابقه وسطی ترتیب بدهید یا گرگم به هوا بازی کنید.

▪بدلباس باشید یکی از بهترین شیوه های بدلباسی این است که جوراب های تان را روی پاچه شلوارتان بکشید.

▪به کسی فرصت صحبت کردن ندهید. دائما از محاسن تان حرف بزنید و گاهی رو کنید به اعضای خانواده و تائیدشان را بگیرید. روش دیگر این است که هیچ حرفی مربوط به خودتان نزنید. اما یک لحظه هم دهان تان را بسته نگه ندارید؛ از سیاست، از اقتصاد، از علم، از هوا، از تاریخ و... حرف بزنید حتی می توانید خاطره تعریف کنید.

▪عروس را با یکی از دخترهای مجرد فامیل مقایسه کنید. مثلا همین که چایی آورد به مادرتان بگویید "شبیه دخترعمه ام نیست؟"

▪همیشه اسم عروس را اشتباه بگویید مثلا اگر اسمش فرزانه است هر بار با اسمی تازه صدایش کنید! "ببخشید افسانه خانم..."، "راستی ملیسا خانم..."، "شیوا خانم می خواستم بگویم که..." و...

▪گربه را دم حجله بکشید. وقتی عروس بالقوه، پرسید سهم مشارکت احتمالی تان در کارهای خانه چقدر است ناگهان ابرو در هم بکشید، نیم خیز شوید و صدای تان را بلند کنید و بگویید "شما بپزید من می خورم، شما بشویید و بسابید، من استراحت می کنم و اگر شاغل هستید، حقوق تان را هم بدهید من خرج کنم!"

▪صدای مهمان ها را ضبط کنید و از همه عکس بگیرید و از جلسه خواستگاری و شروطی که مطرح می شود، یادداشت بردارید و دست آخر، برای اینکه خانواده عروس در آینده شرط ها را تغییر ندهند بگویید پای برگه را امضا کنند و برای اینکه صداهای ضبط شده شان را هم بشناسید بگویید هر نفر یکبار نام و سنش را اعلام کند.

▪کفش هایتان را لنگه به لنگه بپوشید تا ثابت کنید دست و پا چلفتی هستید و نمیشود روی شما برای زندگی مشترک حساب کرد.

▪تا آنجا که می توانید بخورید. توی این گرانی، شاید تا سال ها وسعتان نرسد خیلی از میوه ها را بخورید.

▪از فن "در گوشی فامیلی" استفاده کنید. در این فن، شما و خانواده تان باید طوری وانمود کنید که انگار با خانواده عروس قهرید پس فقط بین خودتان درگوشی حرف بزنید و اعضای خانواده عروس را توی بحث های تان راه ندهید.

▪دائما با تلفن همراه تان پیامک بزنید و اگر کسی زنگ زد پاسخ بدهید و بلند بلند با او خوش و بش کنید.

▪حتما، حتما، حتما، گل میخک بگیرید و بی خیال گل رز قرمز شوید و خودتان با برگ کاج تزئینش کنید و با نخ جعبه شیرینی ببندیدش.

....



ادامه مطلب

[ شنبه 28 بهمن 1391

] [ 19:11 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

اگه پسرا و دخترا نبودن چی می شد؟

 

اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟

اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟

اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟

اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟

اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟

اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟

اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟

اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟

اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟

اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟

اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟

اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟

اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه)

اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟

اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟

اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟

اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟

 

اگه دخترا نبودن:

اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی اینه وامیستاد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟

اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟

اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه)

اگه دخترا نبودن کی نازمی کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟

اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟

اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟

اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟

اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟

اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟

اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟


[ جمعه 27 بهمن 1391

] [ 21:52 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

 

طنز جدید, مطالب طنز و خنده دار,طنز

ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند

شلغمم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه.....!!

ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه

قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم

خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه

موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنی

پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن

آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن

مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن......!!!!!

به استاد میگم استاد شما که 9 دادی حالا این یه نمره هم بده دیگههههههههه ، یک نگاه عاقل اندر دیوانه کرد دست گذاشته رو دوشم میگه برو درس بخون پسرم ، استادم نشدیم شخصیت کسی رو خورد کنیم

کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کلمون بکشن.....

کلاه هم نشدیم ملت رو سرگرم کنیم

ای خدااااااا! بختک هم نشدیم بیفتیم رو ملت

تام و جری هم نشدیم زندگیمون سرتاسر هیجان باشه

نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

ای کی یو سان هم نشدیم تف بمالیم کف کلمون ، همه چی حل شه

مهر جانماز هم نشدیم بوسمون کنن

فلش مموری هم نشدیم حافظه مون زیاد باشه

معادله هم نشدیم ، کلی آدم دنبال این باشن که بفهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن

کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم

علف هم نشدیم حداقل به دهن بزی شیرین بیایم

عروسک هم نشدیم یکی بغلمون کنه

شارژر هم نشدیم بقیه رو شارژ کنیم

توپ فوتبالم نشدیم 22 نفر بخاطرمون خودکشی کنن

گلدونم نشدیم یکی یه گل بهمون بده

کبری هم نشدیم تصمیماتمون رو تو کتاب ها بنویسن

کزت هم نشدیم آخرش خوشبخت شیم


[ جمعه 27 بهمن 1391

] [ 21:50 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(1) ]

تعریف کردن از خانم ها, طنز زناشویی

مرد: عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده!
زن: از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــگ بووووووود!
مرد: اون که ۱۰۰%… هیکلت همیشه قشنگ بوده…
اصلاً من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد…!
زن: یعنی به خاطر هیکلم، فقط با من ازدواج کردی ؟
خیلی هیــــــــــــزی!
مرد: نه عزیزم، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم…
هیکلت واسم مهم نبود!
زن: یعنی چی؟!
پس این همه ورزش میرم، برای کی میرم برا عمم؟!
هیکلم برات مهم نیست؟!!
مرد: عزیزم، موقع دوست شدن مهم نبود، الان که هست…!
زن: یعنی الان میرم ورزش، برات بی اهمیت میشم؟!!
مرد: فدات شم، قربونت بشم، همه چیزت، تمام وجودت، همه خصوصیاتت، برام مهمه!
زن : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که دوستم داشته باشی؟
خیلی نامردی…
چیه پای کسی درمیونه؟؟!!
مرد: بابا، جان مادرت بیخیال شو، چه غلطی کردیم تعریفتو کردیماااا؟؟!!
زن: دیدی… دیدی…
پس از اول درست حدس زدم که یه ریگی تو کفشته که داری ازم تعریف می کنی؟!
برو از جلو چشام دور شو…
یه چند ساعت نمی خوام قیافتو ببینم…


[ جمعه 27 بهمن 1391

] [ 21:49 ] [ raha ]

[ ارسال نظر(0) ]

صفحه قبل1...8283848586...98صفحه بعد

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران