
[ شنبه 02 دی 1391
] [ 12:24 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ]
::تـفريحي::(ایستگاه خنده)مطالب جالب.خنده دار.مطالب فیس بوکی.خبرهای طنز داغ داغ |
دقت کردین هروقت یه خواب خوب میبینی صبح پاشی یادت نمیاد اما کافیه یه خواب ناجور ببینی ، تا شیش ماه تو مخته!
•.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت کردین تو امتحانا آدرنالین خون میزنه بالا فعالیت غیر درسی زیاد میشه؟؟؟من که کلا حموم رفتنم ۵ دقیقه بیشتر نمیشد ۳ ساعت تو حموم بودم به اندازه ۱ سال هم لباس شستم •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت کردین با کار خوابیدن آدمم کار دارن؟؟!! قبل ۱۲ بخوابیم میگن مرغی؟ بعد از ۱۲ بخوابیم میگن جغدی؟ راس ۱۲ بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت………….. چه غلطی کنیم بالاخره؟!!!!! •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• حالا دقت کردین همیشه وقتایی که با یکی ، شریکی چیپس یا پفک می خوری .. هی توهم داری که در حقت اجحاف شده ..! •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت کردین: اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی … -اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود -اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه…!!تو خونه ی ما که دقیقا همینه شما چطور؟ •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت کردین وقتی حقیقت رو می دونین، گوش دادن به دروغایی که طرف مقابل داره واست میبافه چقدر لذت بخشه؟! •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟ •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت کردین موقع امتحان سوالاتی رو که بلدیم با خط نستعلیق می نویسیم، ولی اونایی رو که بلد نیستیم با بدترین خط می نویسیم ! •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت کردین قبلاً هر چی موبایل کوچکتر بود با کلاس تر بود،الان هر چی بزرگتر باشه!!! •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت كردین وقتی كلید ندارین هیچ كس تو خونه نیس ولی وقتی دارین همه توخونن!!! •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• تا حالا دقت کردین هروقت بخواین زود بخوابین همه تا نصفه شب بیدار میمونن ولی وقتی بخواین دیر بخوابین همه ساعت 9 شب میگیرن میخوابن؟!!!! •.•.•.•.•.•.•.•تا حالا دقت کردین•.•.•.•.•.•.•.•.• دقت کردین هر وقت عجله داری کارها به خنسی میخوره اما وقتی وقت زیاد داری همه چی جوره ؟ [ چهارشنبه 29 آذر 1391 ] [ 18:22 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ]
* اعتراف می کنم پسر همسایمون دوتا سی دی از ویدیوکلوپ برداشته بود. گفتم که بده من هم ببینم. اون هم گفت به شرط اینکه یه سی دی جدید بدی. من هم که هیچی نداشتم رو یه سی دی الکی نوشتم کشتی رانی در کوهستان و بهش گفتم این فیلم رو هیچ جا ندارن. خیلی خوبه! خلاصه خیلی تعریف کردم اون دوتا سی دی رو ازش گرفتم ...
* چند شب قبل خواب دیدم از کنار فلکه شهرداری با موتور یه تیکه خلاف رفتم تا به اون طرف رسیدم از شانس بد ما دیدم پلیس ها وایسادن میگن ایست ایست! ما هم همون وسط خیابون وایسادیم. حالا مونده بودیم یه دنده بزنیم فرار کنیم یا موتور رو بدیم تحویل شون! خواستم فرار کنم دیدم به سربازه گفت شلیک کن!!! خلاصه آخرش موتور رو گرفتن. حالا حتما میگین این چه ربطی بهاعتراف کردن داره؟ آخه بعد از این خواب بدون اینکه حواسم باشه همه این ها یه خواب بوده، نیم ساعتی رو تخت داشتم فکر می کردم که حالا جریمه و دردسر آزاد کردن موتور به کنار، فردا با چی برم دانشگاه؟! * اعتراف می کنم یه بار توی ویندوز 98 دستم خورد چند تا شورت کات پاک شد. بلد نبودم چیکار کنم. دل چرکی شدم ویندوزو پاک کردم دوباره نصب کردم! * اعتراف می کنم یکی از سوالات دوران کودکی من این بود که تو جاده چرا ما هر چی از ماشین ها سبقت می گیریم، اول نمی شیم... * اعتراف می کنم تو بچگی هام یه بار بابا و مامان من دعوا کردن، من هم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم ... وصیت نامه هم نوشتم تازه، توش حلالشون کردم که عذاب وجدان بگیرن! * اعتراف می کنم که بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیر یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا، جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا! * اعتراف می کنم دو هفته قبل داشتم می رفتم جلسه، خیلی عجله داشتم، بهترین کت و شلوارم رو پوشیده بودم. باورتون نمی شه، وقتی از جلسه برگشتم خونه و درست دم در بود که فهمیدم همه این مدت با دمپایی بودم! * اعتراف می کنم یه بار داشتم پشت سر یه بنده خدایی حرف می زدم توی یه جمعی، خیلی از دستش عصبانی بودم. یه کم هم غیرمنصفانه و البته بی ادبانه حرف زدم. وقتی حرفم تموم شد یکی از بچه ها گفت: دیگه چیزی نمیخوای بهش بگی! گفتم: چرا، هر چی به او عوضی بگم حقشه اما همین بسشه، چطور مگه؟ گفت: چون هفته قبل اومده خواستگاری خواهرم و عقد کردن. الان تقریبا هر شب می بینمش، گفتم پیغامی داری بهش برسونم... [ چهارشنبه 29 آذر 1391 ] [ 18:18 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ] [ جمعه 24 آذر 1391 ] [ 20:55 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ]
نظرات جالب هموطنان عزیز در سایت خبرگزاری منتشر شده ! :
[ چهارشنبه 22 آذر 1391 ] [ 20:57 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ] خوشگل ترین دختر روی زمین من که ازش خیلی خوشم اومد >>>>>ادامه مطب رو ببینین....<<<<<< نظر هم بدید ادامه مطلب [ چهارشنبه 22 آذر 1391 ] [ 20:52 ] [ raha ][ ارسال نظر(1) ] > سال 1230: >مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!! >زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!! >مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!! >– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…
> سال 1290: >زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده… >مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!! > بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…
> سال 1330: >زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ… >مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی… > بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…
> سال1390: >زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا) >مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شالتو بیار جلوتر. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!!
> سال 1400: >بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه [ چهارشنبه 22 آذر 1391 ] [ 20:50 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ] [ چهارشنبه 22 آذر 1391 ] [ 20:48 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ] [ چهارشنبه 22 آذر 1391 ] [ 20:45 ] [ raha ][ ارسال نظر(0) ] |
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |